هی خداچرادنیات اینجوریه.چراهرکی میادتوزندگیمون عاشقش میشم.وابستش میشیم.اونم نامردی نمیکنه وتاجایی ک میتونه دلبری میکنه ومارووابسته خودش میکنه.بعدیه مدت که میگذره.رنگ ولعاب رابطه کم میشه.غرزدناش شروع میشه.گیردادناش.بهونه های الکی گرفتناش،همه به اوج میرسن.به سرحدی میرسه که دیگه مثل قبل قربون صدقت نمیره.دیگه نمیگه دلبرم.دیگه بت نمیگه عسلم.خیلی سردوبی روح رفتارمیکنه.اخه چرااینجوریه؟؟؟چراوسط رابطه جامیزنیم.چراکاری میکنیم که طرف فک کنه ازش خسته شدیم ودیگه برامون تازگی نداره...
وهزارویک چراااهای بی جواب دیگر...
پ ن:عشق مراقبت ورسیدگی میخاد..حواستون به عشقتن باشه...
نبض لحظه ها...
ما را در سایت نبض لحظه ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 13:32